چند سال پیش، توی محل کار، توی اتاقمون فقط یه خانم بود. اوقاتی که میخواستم حرف هایی بزنم که مناسب محیطی نیود که خانم توش هست، اول نگاه میکردم ببینم اون خانم همکار، توی اتاق، هست یا نه، اگه نبود حرفم رو میزدم.
بعد از چند وقت یه همکار خانم دیگه بهمون اضافه شد. تازه یکی دو روز از اومدنش میگذشت. من میخواستم یه داستانی تعریف کنم که مناسب محیط با خانم نبود. از جام بلند شدم و نگاه کردم ببینم اون همکار خانم اول، هست یا نه. نبود و من مطلبی رو که میخواستم تعریف کنم، تعریف کردم. بعد از تعریف موضوع احساس کردم بقیه همکارا یه طوری من رو نگاه میکنن. کمی دقت کردم و متوجه شدم اون همکار خانم که تازه اومده توی اتاقمون، پشت میزشه، و من که شرطی شده بودم، فقط میز همکار خانم قدیمی رو چک کردم. در اصل باید همیشه چک میکردم ببینم خانمی تو اتاق هست یا نه. یا در اصل تر، شاید اگه مطلبی رو در حضور خانم ها نباید بیان کرد، در حضور آقایون هم نباید بیان کرد.
آخریش بهتره